<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" >
<channel>
<title>زندگي اسلامي:: راز خلقت انسان، عبادت، شيطان</title>
<link>http://islamiclife.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " زندگي اسلامي:: راز خلقت انسان، عبادت، شيطان "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Thu, 17 May 2012 06:47:55 GMT</lastBuildDate>
<author>نويسنده وبلاگ</author>
<item>
<title>شيطان</title>
<link>http://islamiclife.ParsiBlog.com/Posts/6/%d8%b4%d9%8a%d8%b7%d8%a7%d9%86/</link>
<description>&lt;table&gt;&lt;td  style=&apos;font-size: 12px;line-height: 160%&apos;&gt;&lt;br style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font style=&quot;font-weight: bold; font-family: Arial; color: rgb(0, 153, 0);&quot; size=&quot;5&quot;&gt;شيـطان،ابليس&lt;/font&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;::دعوت کننده به بدي ها، دشمن قصم خورده انسان، عامل بدبختي بسياري از انسانها، رانده شده از درگاه خداوند::&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;............................................................&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;به نام خدا&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&amp;nbsp; شيطان دشمن قسم خورده تمام انسانها و رانده شده از درگاه خداوند بزرگوار است. او به عزت و جلال خدا قسم خورده که انسان را گمراه کند و گفته: &quot;بعزّتک لاغوينهم اجمعين الّا عبادک منهم المخلصين&quot;&lt;br&gt;&amp;nbsp; يعني: &quot;به عزّتت قسم، من همه بني آدم و بندگان تو را اغوا و گمراه مي کنم مگر افراد باايمان و مخلصت را.&quot;&lt;br&gt;اين شيطان است که با لشکريان عظيم خود و راه هاي نفوذي که دارد، ابتدا انسان را به سوي گناهان کوچک، بعد به سوي گناهان بزرگتر و کبيره و بعد به سوي هلاکت و بدبختي مي کشاند، و اين موجود ملعون نه ديده مي شود و نه ردي از خود باقي مي گذارد و فقط از راه هوس ها و نماينده اش در بدن يعني نفس امّاره انسان را اغوا و گمراه مي کند و بعد بر او مسلط مي شود.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&amp;nbsp; آيا هنگامي که در موقعيت گناه قرار مي گيريد ميل به لذت طلبي و همين نفس امّاره شما را به سوي آن نمي کشاند و شيطان با وعده هاي دروغين و زيبا نشان دادن آن گناه شما را دعوت به انجام آن کار نمي کند، آري همين است راه نفوذ شيطان به انسان، هوس ها و نفس امّاره، و جز اين دو راه، راه نفوذ ديگري ندارد و از همين دو راه است که انسانهاي بسياري را به بدبختي کشانده و در روز قيامت همين کساني که با اختيار همراه او شدند، همراه او به سوي آتش مي روند و گناهان و کارهاي زشتشان در آنروز به صورت عذاب هاي دردناک و وحشتناک در خواهد آمد و آنها مي بينند هر آنچه کردند.&lt;br&gt;&lt;br&gt;اما واقاً اين شيطان کيست؟ و چگونه موجوديست؟ آيا خداوند او را آفريد تا انسان را گمراه کند يا او خود اين تصميم را گرفت؟ چرا او اين همه بر انسان تسلط دارد و چرا بسياري از انسانها به جاي رفتن به مسير حق و سعادت به سوي اين موجود ملعون و دشمنشان مي روند و حتي بعضي او را عبادت و پرستش مي کنند؟ اينها و بسياري سوال هاي ديگر ممکن است براي بسياري از انسانها و حتي شما به وجود آمده باشد ولي پاسخ آنها را ندانيد و يا به دليل بي اهميت بودن در نظرتان به دنبال پاسخ اين سوال ها نرفته باشيد، اما بايد به شما بگويم هيچ چيز بااهميت تر از اين مسائل نيست و من تازه به اين نتيجه رسيده ام و از شما مي خواهم کمي بيشتر نسبت به آنها اهميت دهيد.&lt;br&gt; &lt;br&gt;من ابتدا باطرح چندين سوال اساسي و پاسخ دادن به آنها در مورد اين موجود شما را با آن بيشتر آشنا مي کنم و بعد در مورد او و چگونگي راه هاي نفوذ او و مسائل ديگر صحبت خواهم کرد. اميدوارم شيطان شما را دعوت به زدن دکمه ضربدر که در بالا، قسمت راست مرورگرتان وجود دارد نکند و شما از او پيروي نکنيد و آن را نفشاريد،&lt;br&gt;پس بياييد با اين موجود که نه ديده مي شود و مانند خون در رگ هاي انسان جاي دارد و براي هريک از ما چندين مأمور براي گمراه کردنمان قرار داده بيشتر آشنا شويم.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;بخش اوّل ::پرسش ها و پاسخ هايي در مورد شيطان يا ابليس::&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;س1: شيطان از چه چيز خلق شده و آيا شيطان از جنس فرشته نيز بوده است؟&lt;/span&gt;&lt;br&gt;ج: در آيه 15 سوره الرحمن مي فرمايد: &quot;و خلق الجانّ من مارج من نار&quot; يعني جن را از آتش بدون دود آفريديم. و در آيه 27 سوره حجر مي فرمايد: &quot;و الجان خلقناه من قبل من نار السوم&quot; يعني جن را از باد آتشين آفريديم. و در آيه 50 سوره کهف نيز فرموه: &quot;ابليس کان من الجن&quot; يعني ابليس از جن است؛ پس با توجه به اين آيات و آيات مشابه معلوم مي شود که خلقت شيطان يا ابليس نيز از آتش بوده است.&lt;br&gt;و با توجه به آيه 50 سوره کهف خداوند با صراحت فرموده که شيطان از جنس جن بوده نه فرشته اما چون مدتي در ميان فرشتگان بوده و همانند آنان مشغول عبادت بوده بعضي خيال کرده اند که از جنس فرشتگان بوده است.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;س2: خداوند با وجود اينکه مي دانست شيطان سرچشمه همه فسادها، تباهي ها، گمراهي ها و وسوسه هاست و موجودي است بسيار مکار و فريبکار و دشمن قسم خورده انسان، چرا او را خلق کرد؟&lt;/span&gt;&lt;br&gt;ج: ارزش و اعتبار هر چيزي و هر شخصي در سختي ها و دشواري ها و ناملايمات مشخص مي شود مثلا طلا تا در کوره ذوب قرار نگيرد معلوم نمي شود طلاست يا نه و ناخالصي هايش در هنگام قرار گرفتن در کوره جدا مي شود. انسان نيز چنين است تا در مقابل يک دشمن خطرناک قرار نگيرد معلوم نمي شود که خوب است يا بد؛ لذا خداوند شيطان را آفريد و در مقابل انسان قرار داد تا انسان خوب از انسان بد شناخته شود. چنانکه اگر قابيل نبود، هابيل شناخته نمي شد و اگر نمرود نبود، ابراهيم شناخته نمي شد.و اگر فرعون نبود موسي شناخته نمي شد و اگر هريک از دشمنان بزرگ نبودند شخصيت هاي بزرگ تاريخ شناخته نمي شدند. شيطان دو گروه اعوان و انصار دارد: يک گروه از شياطين و يک گروه از انسانهاي بد که دشمنان اسلام از اين قبيل مي باشند.&lt;br&gt;و فکر مي کنم که شما با بسياري از اين انسانهاي بد آشنا شده ايد.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;س3: معناي اصطلاحي شيطان چيست؟&lt;/span&gt;&lt;br&gt;ج: شيطان به معني هر موجود شرو، سرکش، طغيانگر، متمرد، نابکار، بدذات و بدکردار است که مصداق بارزش همان ابليس است که در مقابل فرمان خداوند سرپيچي کرد و پس از آن نيز قسم ياد کرد که تمام بندگان خدا را تا روز معيّن از راه به در کند و تمام معاني لغوي شيطان در مورد او صادق است؛ چون هم اعمال مردم را مي سوزاند و آنها را به هلاکت مي اندازد و هم همه آنان را از خدا و راه حق و حقيقت دور مي کند.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;س4: چگونه ابليس (شيطان) قبل از خلقت آدم وارد بهشت شده و در آنجا مشغول عبادت گرديد؟&lt;/span&gt;&lt;br&gt;ج: طبق روايتي که علل الشرايع نقل کرده چون جان و جنيان قبل از حضرت آدم آفريده شده و ساليان متمادي زندگي کرده اند در آن سالها وظايفي به آنها محول بوده که انجام دهند، انجام ندادند و با دستورات الهي مخالفت کردند و مشغول گناه و معصيت و فساد و تباهي شده و همديگر را کشتند و خونريزي کردند؛ ابليس هم که حاکم اينها بوده قادر بر اصلاح امور ايشان و عدم مخالفتشان با دستورات الهي و عدم خونريزيشان نمي شود و در نتيجه ملائکه از دست اينها به خشم آمده و به خداوند گله و شکايت مي کنند که خدايا! اين مخلوق ضعيف تو در زمين تو راه ميروند و از روزي و عافيت تو استفاده مي کنند آن وقت اين گونه مشغول سفاکي و گناه و فساد هستند؟! خداوند هم به ملائکه دستور مي هد که با آنان بجنگند و ايشان را بکشند ولي ابليس را اسير بگيرند ظاهراً شيطان در بين همه آنها خوب بوده و مشغول عبادت خداوند و عمل به وظايف عباديش بوده، در روايتي هم هست که خود شيطان گفته: من سالهاي متمادي خدا را در زمين عبادت مي کردم.&lt;br&gt;ملائکه نيز چنين مي کنند و ابليس را پس از اسارت، به بهشت مي برند و او را در آنجا مشغول عبادت پروردگار مي شود؛ به طوري که فرشتگان فراموش مي کنند او از جن بوده و خيال مي کنند او از جنس ملائکه است. زيرا در روايات است که شيطان رو رکعت نماز خواند که 6000 سال طول کشيد. اما هنگام خلقت خداوند و مخالفت شيطان از سجده با آدم که در واقع با دستور مستقيم پروردگار مخالفت کرد، ملائکه فهميدند که او از جنس ملائکه نبوده بلکه از جن بوده است.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;س5: آيا سجده ملائکه براي آدم بوده يا براي خدا؟&lt;/span&gt;&lt;br&gt;ج: بدون شک، سجده به معناي پرستش مخصوص خداست و غير از خدا هيچ معبودي در جهان نيست و معناي توحيد خداوند در عبادت همين است. بنابراين، جاي ترديد نيست که فرشتگان براي آدم سجده و پرستش نکردند بلکه يا سجده براي خدا به خاطر آفرينش چنين موجودي بود و يا سجده براي آدم به معناي خضوع در مقابل آدم بوده نه پرستش و نظير اين بحث در سجده پدر و مادر و برادران يوسف(ع) در برابر او نيز ذکر شده است.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;س6: چطور شد شيطان تا روز قيامت بر بني آدم مسلط شد؟&lt;/span&gt;&lt;br&gt;ج: بعد از آنکه خداوند به شيطان دستور داد به آدم سجده کند و نکرد عرضه داشت خدايا! مرا از اين کار عفو کن هر مقدار که مي خواهي تو را عبادت مي کنم، طوري که هيچ ملک مقرّب و يا پيامبر مرسلي چنين عبادت نکرده باشد.&lt;br&gt;خداوند فرمود: من احتياجي به عبادت تو ندارم، من دوست دارم آن گونه که خودم مي خواهم عبادت شوم نه آنگونه که تو مي خواهي، (تو اگر مي خواهي مرا عبادت کني بايد به آدم سجده کني. شيطان هم سجده نکرد) خداوند فرمود: از بهشت خارج شو که تو رجيم و رانده شده از درگاه ما هستي، لعنت من بر تو باد تا روز قيامت. شيطان گفت: خدايا! پس عدالتت چي شد آيا عمل من باطل شد و اين همه عبادت کردم بدون اجر و مزد است؟! خداوند فرمود: نه، وليکن اجر و مزدت را هرچه مي خواهي از امور دنيوي بخواه (که ديگر بهشت جاي تو نيست.)&lt;br&gt;شيطان گفت: خدايا! مرا تا روز قيامت زنده نگه دار.&lt;br&gt;خداوند هم تا وقت معين قبول کرد. شيطان گفت: مرا بر بني آدم مسلط کم. خداوند قبول کرد. شيطان گفت: مرا مانند جريان خون در رگهاي بني آدم جريان بده. خداوند قبول کرد. شيطان گفت: در مقابل هر بچه اي که از بني آدم متولد مي شود دو تا بچه براي من به دنيا بياور و مرا چنان کن که من آنها را ببينم ولي آنها مرا نبينند و من درهر شکلي که خواستم بر آنها آشکار شوم. باز هم خداوند قبول کرد. شيطان گفت: خدايا! همه اينها که خواستم کم است باز هم به من بده. خداوند فرمود: براي تو و فرزندانت در سينه بني آدم جايگاه قرار دادم، شيطان آنگاه گفت: پروردگارا! ديگر براي من کافي است.&lt;br&gt;آن گاه شيطان گفت: سوگند به عزتت همه آنان را اغوا و وسوسه و گمراه مي کنم مگر بندگان مخلصت را و از پيش رو و پشت سر و طرف راست و چپ ايشان وارد مي شوم و همه را اغوا مي کنم. خداوند هم فرمود: هرکار مي خواهي بکن من نيز تو و همه آناني را که به حرف تو گوش کرده را وارد جهنم خواهم کرد.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;a href=&apos;http://islamiclife.ParsiBlog.com/Posts/6/%d8%b4%d9%8a%d8%b7%d8%a7%d9%86/&apos; target=&apos;_blank&apos;&gt;براي ديدن ادامه مطالب اينجا را کليک کنيد...&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/td&gt;&lt;/table&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Jan 2009 02:19:00 GMT</pubDate>
<comments>http://islamiclife.parsiblog.com/Comments/6</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=790226</wfw:commentRss>
 <dc:creator>نويسنده وبلاگ</dc:creator>
<guid>http://islamiclife.ParsiBlog.com/Posts/6/%d8%b4%d9%8a%d8%b7%d8%a7%d9%86/</guid>
</item>

<item>
<title>چهل روز نماز</title>
<link>http://islamiclife.ParsiBlog.com/Posts/5/%da%86%d9%87%d9%84+%d8%b1%d9%88%d8%b2+%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b2/</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;***********************************&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;&lt;font style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot; size=&quot;5&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;چهل روز نماز&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;font style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot; size=&quot;1&quot;&gt;داستان گوهرشاد و کارگرش&lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;***********************************&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;img style=&quot;width: 363px; height: 270px;&quot; src=&quot;http://irapic.com/uploads/1187756685.jpg&quot; alt=&quot;نماز-بهشت-عبادت-نماز خدايي-چهل روز نماز-عکسي از بهشت-نمايي از بهشت&quot; align=&quot;&quot; onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0); font-weight: bold; font-family: Tahoma;&quot;&gt;به نام خدا&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&amp;nbsp; گوهرشاد همسر شاهرخ ميرزا که به منطقه وسيعي از ايران حکومت مي کرد به فکر ساختن مسجدي در کنار بارگاه ملکوتي امام رضا (ع) افتاد؛ لذا تمام خانه ها و زمين هاي اطراف حرم را خريداري کرد.&lt;br&gt;&amp;nbsp; ساختن مسجد شروع شد و گوهرشاد هرچند روز يکبار جهت سرکشي به ساختمان، به محوطه کار مي آمد و دستورات لازم را به معماران و استادکاران مي داد. روزي براي سرکشي ساختمان آمد، باد مختصري وزيدن گرفت، گوشه چادر خانم به وسيله باد کنار رفت، يکي از عمله ها&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چهره ي او را ديد و دلباخته ي آن زن شد.&lt;br&gt;&amp;nbsp; جرأت اظهار نظر براي او نبود، زيرا بيم آن داشت که او را اعدام کنند، عمله و اظهار عشق به ملکه مملکت!! دو سه روزي نگذشت که عمله بيچاره مريض شد او پرستاري جز مادر دردمندش نداشت.&lt;br&gt;&amp;nbsp; طبيب از علاج او عاجز شده مادر مهربان در کنار بستر تنها فرزندش گريه مي کرد، فرزند چاره اي نديد جز اينکه دردش را به مادر اظهار کند. مادر ساده دل و ساده لوح، براي رفع اين مشکل به گوهرشاد خانم مراجعه کرده و درد فرزندش را با او در ميان گداشت و گفت: اگر کاري نکني تنها پسرم از دستم مي رود.&lt;br&gt;&amp;nbsp; گوهرشاد به آن مادر دلسوخته گفت: چرا اين مطلب را زودتر با من در ميان نگذاشتي تا بنده اي از بندگان خدا را از گرفتاري نجات دهم. آنگاه گفت: اي مادر به خانه برو و سلام مرا به فرزندت برسان و بگو من حاضرم با تو ازدواج کنم. ولي شرطي را بايد من رعايت کنم و شرطي را بايد تو رعايت کني.&lt;br&gt;&amp;nbsp; اما شرطي که من بايد رعايت کنم جدايي از شاهرخ ميرزا است، اما شرطي که تو بايد مراعات کني پرداختن مهريه به من است و آن مهريه اين است که چهل شبانه روز در محراب زير گنبد مسجد نماز بخواني.&lt;br&gt;&amp;nbsp; مادر به خانه برگشت و تمام مسائل را با پسر خود در ميان گذاشت. پسر از شدت تعجّب خيره شد و از اين خبر آن چنان شادمان شد که به زودي از بستر رنج برخاست و با کمال اشتياق قبول کرد که اين مهريه را انجام دهد و پيش خود گفت: چهل روز که چيزي نيست اگر چند سال هم به من پيشنهاد مي شد حاضر به اجراي آن بودم.&lt;br&gt;&amp;nbsp; در هر صورت به محراب مسجد رفت و چهل شبانه روز در آنجا نماز خواند به اين اميد که به وصال گوهرشاد برسد. ولي به تدريج علاقه اش به گوهرشاد از بين رفت و به عشق الهي تبديل گرديد.&lt;br&gt;&amp;nbsp; پس از چهل شبانه روز نماينده گوهرشاد به محراب آمد تا از حال او با خبر شود ولي متوجه شد که حال او تغيير کرده&amp;nbsp; و اثري از علاقه و عشق به گوهرشاد در او نيست، نماينده گوهرشاد به او گفت: من از طرف خانم آمده ام. گفت: به خانم بگو من روز اول عاشق تو بودم ولي الآن ديگر عاشق تو نيستم بلکه عاشق خدا شده ام.&lt;br&gt;&amp;nbsp; راستي عجيب است، راهنمايي آن زن بزرگوار را ببينيد که براي علاج هواي نفس چه نسخه اي مي دهد و اثر نماز را ببينيد که با اينکه در اول کار از راه حقيقي دور بود ولي عاقبت هدايت يافت. (1)&lt;br&gt;_________________________&lt;br&gt;1. کليد بهشت &lt;a href=&quot;http://islamiclife.parsiblog.com/776351.htm&quot;&gt;نماز&lt;/a&gt;، ص 101.&lt;br&gt;&lt;br&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 Jan 2009 15:22:00 GMT</pubDate>
<comments>http://islamiclife.parsiblog.com/Comments/5</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=785675</wfw:commentRss>
 <dc:creator>نويسنده وبلاگ</dc:creator>
<guid>http://islamiclife.ParsiBlog.com/Posts/5/%da%86%d9%87%d9%84+%d8%b1%d9%88%d8%b2+%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b2/</guid>
</item>

<item>
<title>نگاه به نامحرم (قسمت II)</title>
<link>http://islamiclife.ParsiBlog.com/Posts/4/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87+%d8%a8%d9%87+%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85+(%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa+II)/</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;&lt;br&gt;__________________________________________&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;&lt;font style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(153, 0, 0);&quot; size=&quot;5&quot;&gt;نگاه به نامحرم&lt;/font&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;__________________________________________&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;احاديثي در مورد نگاه به نامحرم&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود&lt;/span&gt;:&quot;هرکس به نامحرم نگاه کند، خداوند چشم او را روز قيامت از آتش پر کند؛ مگر اينکه در دنيا توبه کند.&quot;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;و نيز فرمود&lt;/span&gt;:&quot;همه چشم ها در روز قيامت گريانند مگر چشمي که در دنيا از ترس خدا بگريد وچشمي که به نامحرمان نگاه نکند و چشمي که در راه خدا شب را تا صبح بيدار باشد.&quot;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;و نيز فرمود&lt;/span&gt;:&quot;نگاه نامحرمان تيري است مسموم از تيرهاي ابليس. هرکس از ترس خداوند چشم خود را از نگاه حرام باز دارد، خداوند ايماني به او اعطا فرمايد که شيريني آن را در قلبش حس کند.&quot;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;ونيز فرمود&lt;/span&gt;:&quot;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;زنا*&lt;/span&gt; براي همه اعضاي انسان وجود دارد: زناي چشم، نگاه به نامحرمان است، زناي زبان، سخن گفتن با نامحرمان به قصد لذت طلبي، زناي گوش، شنيدن سخن نامحرمان، زناي دست، لمس بدن نامحرمان است.&quot;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;و نيز فرمود&lt;/span&gt;:&quot;خداوند بر زني که شوهر دارد و به نامحرمان نگاه مي کند خشم مي گيرد.&quot;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;اما صادق عليه السلام فرمود&lt;/span&gt;:&quot;هرکس نامحرمي را ديد و چشم خود را به طرف آسمان بلند کرد يا بست، خداوند در بهشت، حورالعين بهشتي را به عقدش در مي آورد.&quot;&lt;br&gt;_________________________________________&lt;br&gt;* زنا عمل بسيار زشتي است که مرد و زن با هم انجام مي دهند و در مورد آن در پست هاي بعدي توضيح داده خواهد شد.&lt;br&gt;&lt;br&gt;منابع:&lt;br&gt;بحار الانوار، ج 104، باب 91، ص 31 تا 42.&lt;br&gt;منبع اصلي: &lt;a href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/&quot;&gt;www.daneshname.roshd.ir&lt;/a&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 29 Dec 2008 02:04:00 GMT</pubDate>
<comments>http://islamiclife.parsiblog.com/Comments/4</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=780958</wfw:commentRss>
 <dc:creator>نويسنده وبلاگ</dc:creator>
<guid>http://islamiclife.ParsiBlog.com/Posts/4/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87+%d8%a8%d9%87+%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85+(%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa+II)/</guid>
</item>

<item>
<title>چشم و نگاه به نامحرم</title>
<link>http://islamiclife.ParsiBlog.com/Posts/3/%da%86%d8%b4%d9%85+%d9%88+%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87+%d8%a8%d9%87+%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/</link>
<description>&lt;table&gt;&lt;td  style=&apos;font-size: 12px;line-height: 160%&apos;&gt;&lt;br&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;_______________________________________________________________&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;&lt;font style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(153, 0, 0);&quot; size=&quot;5&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;چشم و عاقبت نگاه به نامحرم&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;_______________________________________________________________&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مقدمه&lt;/span&gt;&lt;br&gt;خداي تعالي انسان را براي زندگي آفريده و همه آنچه مورد نيازش بود، در اين دنيا برايش آماده نمود. به او انواع نعمت هاي مانند نعمت حيات و زندگي و وجود، نعمت اعضا و جوارح را اعطا فرمود تا فرد با استفاه از اين نعمت ها و بکارگيري صحيح از آنها، علاوه بر بهره مندي از امکانات و نعمتهاي دنيوي، توشه اي براي زندگي دائم و هميشگي خويش در آخرت آماده کند. اما مشخص است که هر نعمتي اگر بجا و صحيح و طبق موازين حق و شرع استفاده نشود مي تواند باعث مشکلاتي در دنيا و عذاب الهي در آخرت گردد.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;چشم نعمتي دو ساختي&lt;/span&gt;&lt;br&gt;البته همه نعمت هايي که به انسان داده شده هرکدام در جاي خود از بالاترين حد ارزش برخوردار است و هيچکدام از آنها نمي تواند نقش نعمتي ديگر را به درستي ايفا کند، يعني دست نمي تواند نقش گلو را انجام دهد و برعکس گلو نيز با همه نقش حياتي که در زندگي افراد بشر دارد نمي تواند نقش دستها را به عهده بگيرد و هرکدام از اعضا صرف نظر از مقدار وظيفه اش در زندگي داراي اهميت فوق العاده اي ميباشد. با اين حال بعضي از اعضاي وجودي ما بر اساس وظيفه اي که بر عهده دارند نقش به سزايي در تعيين سرنوشتمان بر عهده دارند که چشم يکي از آن اعضا مي باشد که مي توان توسط آن همه نعمت هاي الهي را ديد و پي به قدرت و عظمت حق تعالي برد. در عين حال نحوه استفاده ما از اين عضو وجوديمان با نظر به نوع وظيفه اش در ميان ساير اعضاي بدن دو نوع زندگاني را برايمان ترسيم ميکند که در دو جهت مخالف هم قرار دارند يکي خوشبختي و ديگري بدختي.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;راههاي استفاده صحيح از چشم&lt;/span&gt;&lt;br&gt;بر همين اساس است که براي استفاده صحيح و بجا از چشم نيز در آيات و روايات توصيه هايي شده، امام سجاد (ع) در رساله حقوق خويش در مورد حق شچ مي فرمايند:&quot;حق چشم بر صاحبش دو چيز است: اول اينکه آن را از نگاه کردن به حرامها باز دارد و دوم اينکه از نگاه کردنش عبرت بگيرد.&quot;&lt;br&gt;&lt;br&gt;در قرآن کريم نيز در مورد نحوه استفاده از چشم، به زنان و مردان مؤمن سفارش شده که مراقب چشمهاي خود بوده از نگاه با نامحرم خودداري کنند، از جمله در آيه سي سوره نور به مردان دستور مي دهد تا به زنان نامحرم کوچکترين نگاهي نکنند با بيان اينکه ((به مردان بايمان بگو: ديده فرو نهند و پاکدامني ورزند که اين براي آنان پاکيزه تر است زيرا خدا به آنچه مي کنند آگاه است)) و اين دستور را به زنان مؤمن در آيه سي و يک همين سوره چنين بيان مي کند: ((و به زنان بايمان بگو ديدگان خود را از هر نامحرمي فرو بندند و زيورهاي خود را آکار نگردانند مگر آنچه که طبعاً از آن پيداست و بايد روسري خود را بر گردن خويش فرو اندازند و زيورهايشان را جز براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان همکيش خود يا کنيزانشان يا کودکاني که بر عورتهاي زنان وقوف حاصل نکرده اند آشکار نکنند و پاهاي خود را به گونه اي به زمين نکوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مي دارند معلوم گردد. اي مؤمنان همگي از مرد و زن به درگاه خدا توبه کنيد اميد که رستگار شويد.))&lt;br&gt;امام علي (ع) در مورد نشانه هاي افراد باتقوا فرمودند:&quot;...از هرچه خدا برايشان حرام کرده، چشم مي بندد.&quot;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;عاقبت نگاه!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;پس اين چشمي که از نشانه هاي قدرت خدا و از نعمت هاي بزرگ اوست، اگر مراقبت و کنترل نشود باعث به انحراف کشيده شدن انسان مي شود و ممکن است يک نگاه و حتي نيم نگاهي باعث سياه بختي گردد. چون بنا به فرمايش امام صادق (ع) نگاه به نامحرم تيري است از تيرهاي زهرآگين شيطان و چه بسيار نگاهي که حسرتهاي دراز به بار آورد. مانند برصيصاي عابد که گويند: فردي بود به نام برصيصا که عابد زاهد و به عنوان فردي مستجاب الدعوة شناخته ميشد. روزي دختر سلطان مريض شد و مرضش شدت يافت پش دختر را نزدش آوردند تا دعا کند بلکه شفا يابد پس دختر را نزدش گذاشته و رفتند تا او برايش دعا کرده شفا يابد برصيصا بايد مي گفت که حضور دختر در اينجا براي دعا کردن لازم نيست و بدون حضور او نيز مي شود دعا کرد، اما احتياط نکرده در دام شيطان افتاد، به دختر نگاه کرد و کاري را کرد که نبايد مي کرد. عبادتهاي چندين ساله اش نيز نتوانست او را از انجام حرام باز دارد. سپس به خاطر فرار از اين رسوايي پيش آمده به وسوسه شيطان دختر را کشت و دفنش کرد. فرداي آنروز که براي بردن دختر سلطان به نزد برصيصا آمدند و از دختر جويا شدند پس از جستجو، او را کشته و مدفون يافتند. پس دستور اعدام او صادر شد و او به خاطر پيروي از شيطان و افتادن در دام شيطان در اثر نگاه به نامحرم، بالاخره آتش جهنم نصيبش شد.&lt;br&gt;براساس همين تأثير نگاه کردن در انسان است که پيامبر صلي الله عليه و اله فرمودند:&quot;کسي که ديده خود را از نگاه به زن نامحرم سيراب کند، خداوند در قيامت چشمان او را بوسيله ميخهاي آتشين و آتش پر کند و چون حسابرسي مردم به پايان برسد، او را در جهنم مي اندازند.&quot;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;a href=&apos;http://islamiclife.ParsiBlog.com/Posts/3/%da%86%d8%b4%d9%85+%d9%88+%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87+%d8%a8%d9%87+%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/&apos; target=&apos;_blank&apos;&gt;براي ديدن ادامه مطالب اينجا را کليک کنيد...&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/td&gt;&lt;/table&gt;</description>
<pubDate>Sun, 28 Dec 2008 21:18:00 GMT</pubDate>
<comments>http://islamiclife.parsiblog.com/Comments/3</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=780718</wfw:commentRss>
 <dc:creator>نويسنده وبلاگ</dc:creator>
<guid>http://islamiclife.ParsiBlog.com/Posts/3/%da%86%d8%b4%d9%85+%d9%88+%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87+%d8%a8%d9%87+%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85/</guid>
</item>

<item>
<title>نماز</title>
<link>http://islamiclife.ParsiBlog.com/Posts/2/%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b2/</link>
<description>&lt;table&gt;&lt;td  style=&apos;font-size: 12px;line-height: 160%&apos;&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(153, 0, 0);&quot; size=&quot;5&quot;&gt;&lt;/font&gt;&lt;font style=&quot;font-family: Times New Roman; font-weight: bold; color: rgb(153, 0, 0);&quot; size=&quot;5&quot;&gt;*نماز کليد بهشت*&lt;/font&gt;&lt;font style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(153, 0, 0);&quot; size=&quot;5&quot;&gt;&lt;/font&gt;&lt;font style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(153, 0, 0);&quot; size=&quot;5&quot;&gt;&lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;____________________________________&lt;br&gt;&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مقدمه&lt;/span&gt;&lt;br&gt;راز و رمز بقاي انسانيتِ انسان و سعادت و جاودانگي او در هر دو عالم عبوديت و بندگي خداوند متعال است و سرآمد عبوديت و بندگي نماز مي باشد، نمازي که شرط اصلي ورود به بهشت براي بهشتيان، و ترک آن شرط ورود به جهنم و در زمره کافران قرار گرفتن است. نماز آنقدر مهم است که قبولي تمام اعمال حسنه و خير بستگي به قبولي آن دارد وانسان تارک الصلاة هيچ يک از اعماش مورد قبول واقع نمي شود.&lt;br&gt;طبق همين احاديث است که بزرگان فرموده اند: چون شرط قبولي همه اعمال بستگي به قبولي نماز دارد و از آنجايي که نماز عمود دين است با دستيابي به اسرار نماز، راه رسيدن به اسرار ساير عبادات هموار مي شود.&lt;br&gt;آيت الله جوادي عاملي، اولين و مهمترين مرحله سير و سلوک به سوي پروردگار متعال را نماز و مراقبت و مواظبت نسبت به اوقات آن و تحصيل خضوع و خشوع و حضور قلب ميدانند و آيت الله العظمي بهجت در اين باره چنين مي فرمايند: اگر بدانيم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت و در رأس آنها نماز است که به واسطه خضوع و خشوع وآن هم به اعراض و دوري کردن از لغو محقق ميشود کار تمام است.&lt;br&gt;نماز يکي از اعمال مهمي است که خداوند متعال آن را در تمام اديان و دورانها واجب کرده به طوري هرکس آن را ترک کند هيچ تفاوتي با يک کافر ندارد، حتي از آن هم نجس تر و پست تر است.&lt;br&gt;به همين دليل من اولين مطلب اين وبلاگ را نماز قرار دادم زيرا اين عمل محبوب ترين عمل نزد پروردگار است و هر کس در اين دنيا سعادت مند و آخرت به خير شده به خاطر انس با نماز بوده است.&lt;br&gt;اميدوارم که شما از خواندن اين مطالب بيشترين استفاده را ببريد و چيزهايي که تاکنون در مورد نماز نمي دانسته ايد بدانيد و در انجام اين فريضه ي الهي بيشتر تلاش کنيد.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;حضرت علي (ع) و سفارش به نماز&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&amp;nbsp; اميرالمؤمنين علي (ع) همواره يارانش و نزديکانش را سفارش مي کرد که: مردم! نسبت به اقامه و خواندن نماز متعهد باشدي و به آن اهميت بدهيد، آن را حفظ کنيد و مراقبت نسبت به نماز داشته باشيد، زياد نماز بخوانيد و با نماز خود را به خدا نزديک کنيد.&lt;br&gt;&amp;nbsp; آيا پاسخ جهنميان را نشنيده ايد، هنگامي که از آنها ميپرسند: چرا شما جهنمي شديد و به دوزخ رفتيد؟ مي گويند: ما از نمازگزاران نبوديم.&lt;br&gt;&amp;nbsp; همانا نماز، گناهان را چون برگ هاي پاييزي فرو مي ريزد، و غل و زنجير گناهان را از گردن مي گشايد.&lt;br&gt;&amp;nbsp; انسانهاي مؤمني که حق نماز و اهميت آن را شناختند و به آن پي بردند زرق و برق دنيا و زيور دنيا آنها را از نماز بازشان نمي دارد و روشنايي پشمشان يعني اموال و فرزندان آنها را غافل از نماز نمي کند و مانع نمازشان نمي شود.&lt;br&gt;&amp;nbsp; رسول خدا (ص) خود را در نماز خواندن به زحمت مي انداخت، پي در پي خانواده خود را به نماز فرمان ميداد و خود نيز در انجام نماز شکيبا بود.(I)&lt;br&gt;________________________&lt;br&gt;(I نهج البلاغه، خطبه&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Arial; font-size: 44pt; color: black;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; 199&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;a href=&apos;http://islamiclife.ParsiBlog.com/Posts/2/%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b2/&apos; target=&apos;_blank&apos;&gt;براي ديدن ادامه مطالب اينجا را کليک کنيد...&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/td&gt;&lt;/table&gt;</description>
<pubDate>Thu, 25 Dec 2008 04:23:00 GMT</pubDate>
<comments>http://islamiclife.parsiblog.com/Comments/2</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=776351</wfw:commentRss>
 <dc:creator>نويسنده وبلاگ</dc:creator>
<guid>http://islamiclife.ParsiBlog.com/Posts/2/%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b2/</guid>
</item>

</channel>
</rss>  


