شیـطان،ابلیس ::دعوت کننده به بدی ها، دشمن قصم خورده انسان، عامل بدبختی بسیاری از انسانها، رانده شده از درگاه خداوند:: ............................................................ به نام خدا شیطان دشمن قسم خورده تمام انسانها و رانده شده از درگاه خداوند بزرگوار است. او به عزت و جلال خدا قسم خورده که انسان را گمراه کند و گفته: "بعزّتک لاغوینهم اجمعین الّا عبادک منهم المخلصین" یعنی: "به عزّتت قسم، من همه بنی آدم و بندگان تو را اغوا و گمراه می کنم مگر افراد باایمان و مخلصت را." این شیطان است که با لشکریان عظیم خود و راه های نفوذی که دارد، ابتدا انسان را به سوی گناهان کوچک، بعد به سوی گناهان بزرگتر و کبیره و بعد به سوی هلاکت و بدبختی می کشاند، و این موجود ملعون نه دیده می شود و نه ردی از خود باقی می گذارد و فقط از راه هوس ها و نماینده اش در بدن یعنی نفس امّاره انسان را اغوا و گمراه می کند و بعد بر او مسلط می شود. آیا هنگامی که در موقعیت گناه قرار می گیرید میل به لذت طلبی و همین نفس امّاره شما را به سوی آن نمی کشاند و شیطان با وعده های دروغین و زیبا نشان دادن آن گناه شما را دعوت به انجام آن کار نمی کند، آری همین است راه نفوذ شیطان به انسان، هوس ها و نفس امّاره، و جز این دو راه، راه نفوذ دیگری ندارد و از همین دو راه است که انسانهای بسیاری را به بدبختی کشانده و در روز قیامت همین کسانی که با اختیار همراه او شدند، همراه او به سوی آتش می روند و گناهان و کارهای زشتشان در آنروز به صورت عذاب های دردناک و وحشتناک در خواهد آمد و آنها می بینند هر آنچه کردند. اما واقاً این شیطان کیست؟ و چگونه موجودیست؟ آیا خداوند او را آفرید تا انسان را گمراه کند یا او خود این تصمیم را گرفت؟ چرا او این همه بر انسان تسلط دارد و چرا بسیاری از انسانها به جای رفتن به مسیر حق و سعادت به سوی این موجود ملعون و دشمنشان می روند و حتی بعضی او را عبادت و پرستش می کنند؟ اینها و بسیاری سوال های دیگر ممکن است برای بسیاری از انسانها و حتی شما به وجود آمده باشد ولی پاسخ آنها را ندانید و یا به دلیل بی اهمیت بودن در نظرتان به دنبال پاسخ این سوال ها نرفته باشید، اما باید به شما بگویم هیچ چیز بااهمیت تر از این مسائل نیست و من تازه به این نتیجه رسیده ام و از شما می خواهم کمی بیشتر نسبت به آنها اهمیت دهید. من ابتدا باطرح چندین سوال اساسی و پاسخ دادن به آنها در مورد این موجود شما را با آن بیشتر آشنا می کنم و بعد در مورد او و چگونگی راه های نفوذ او و مسائل دیگر صحبت خواهم کرد. امیدوارم شیطان شما را دعوت به زدن دکمه ضربدر که در بالا، قسمت راست مرورگرتان وجود دارد نکند و شما از او پیروی نکنید و آن را نفشارید، پس بیایید با این موجود که نه دیده می شود و مانند خون در رگ های انسان جای دارد و برای هریک از ما چندین مأمور برای گمراه کردنمان قرار داده بیشتر آشنا شویم. بخش اوّل ::پرسش ها و پاسخ هایی در مورد شیطان یا ابلیس:: س1: شیطان از چه چیز خلق شده و آیا شیطان از جنس فرشته نیز بوده است؟ ج: در آیه 15 سوره الرحمن می فرماید: "و خلق الجانّ من مارج من نار" یعنی جن را از آتش بدون دود آفریدیم. و در آیه 27 سوره حجر می فرماید: "و الجان خلقناه من قبل من نار السوم" یعنی جن را از باد آتشین آفریدیم. و در آیه 50 سوره کهف نیز فرموه: "ابلیس کان من الجن" یعنی ابلیس از جن است؛ پس با توجه به این آیات و آیات مشابه معلوم می شود که خلقت شیطان یا ابلیس نیز از آتش بوده است. و با توجه به آیه 50 سوره کهف خداوند با صراحت فرموده که شیطان از جنس جن بوده نه فرشته اما چون مدتی در میان فرشتگان بوده و همانند آنان مشغول عبادت بوده بعضی خیال کرده اند که از جنس فرشتگان بوده است. س2: خداوند با وجود اینکه می دانست شیطان سرچشمه همه فسادها، تباهی ها، گمراهی ها و وسوسه هاست و موجودی است بسیار مکار و فریبکار و دشمن قسم خورده انسان، چرا او را خلق کرد؟ ج: ارزش و اعتبار هر چیزی و هر شخصی در سختی ها و دشواری ها و ناملایمات مشخص می شود مثلا طلا تا در کوره ذوب قرار نگیرد معلوم نمی شود طلاست یا نه و ناخالصی هایش در هنگام قرار گرفتن در کوره جدا می شود. انسان نیز چنین است تا در مقابل یک دشمن خطرناک قرار نگیرد معلوم نمی شود که خوب است یا بد؛ لذا خداوند شیطان را آفرید و در مقابل انسان قرار داد تا انسان خوب از انسان بد شناخته شود. چنانکه اگر قابیل نبود، هابیل شناخته نمی شد و اگر نمرود نبود، ابراهیم شناخته نمی شد.و اگر فرعون نبود موسی شناخته نمی شد و اگر هریک از دشمنان بزرگ نبودند شخصیت های بزرگ تاریخ شناخته نمی شدند. شیطان دو گروه اعوان و انصار دارد: یک گروه از شیاطین و یک گروه از انسانهای بد که دشمنان اسلام از این قبیل می باشند. و فکر می کنم که شما با بسیاری از این انسانهای بد آشنا شده اید. س3: معنای اصطلاحی شیطان چیست؟ ج: شیطان به معنی هر موجود شرو، سرکش، طغیانگر، متمرد، نابکار، بدذات و بدکردار است که مصداق بارزش همان ابلیس است که در مقابل فرمان خداوند سرپیچی کرد و پس از آن نیز قسم یاد کرد که تمام بندگان خدا را تا روز معیّن از راه به در کند و تمام معانی لغوی شیطان در مورد او صادق است؛ چون هم اعمال مردم را می سوزاند و آنها را به هلاکت می اندازد و هم همه آنان را از خدا و راه حق و حقیقت دور می کند. س4: چگونه ابلیس (شیطان) قبل از خلقت آدم وارد بهشت شده و در آنجا مشغول عبادت گردید؟ ج: طبق روایتی که علل الشرایع نقل کرده چون جان و جنیان قبل از حضرت آدم آفریده شده و سالیان متمادی زندگی کرده اند در آن سالها وظایفی به آنها محول بوده که انجام دهند، انجام ندادند و با دستورات الهی مخالفت کردند و مشغول گناه و معصیت و فساد و تباهی شده و همدیگر را کشتند و خونریزی کردند؛ ابلیس هم که حاکم اینها بوده قادر بر اصلاح امور ایشان و عدم مخالفتشان با دستورات الهی و عدم خونریزیشان نمی شود و در نتیجه ملائکه از دست اینها به خشم آمده و به خداوند گله و شکایت می کنند که خدایا! این مخلوق ضعیف تو در زمین تو راه میروند و از روزی و عافیت تو استفاده می کنند آن وقت این گونه مشغول سفاکی و گناه و فساد هستند؟! خداوند هم به ملائکه دستور می هد که با آنان بجنگند و ایشان را بکشند ولی ابلیس را اسیر بگیرند ظاهراً شیطان در بین همه آنها خوب بوده و مشغول عبادت خداوند و عمل به وظایف عبادیش بوده، در روایتی هم هست که خود شیطان گفته: من سالهای متمادی خدا را در زمین عبادت می کردم. ملائکه نیز چنین می کنند و ابلیس را پس از اسارت، به بهشت می برند و او را در آنجا مشغول عبادت پروردگار می شود؛ به طوری که فرشتگان فراموش می کنند او از جن بوده و خیال می کنند او از جنس ملائکه است. زیرا در روایات است که شیطان رو رکعت نماز خواند که 6000 سال طول کشید. اما هنگام خلقت خداوند و مخالفت شیطان از سجده با آدم که در واقع با دستور مستقیم پروردگار مخالفت کرد، ملائکه فهمیدند که او از جنس ملائکه نبوده بلکه از جن بوده است. س5: آیا سجده ملائکه برای آدم بوده یا برای خدا؟ ج: بدون شک، سجده به معنای پرستش مخصوص خداست و غیر از خدا هیچ معبودی در جهان نیست و معنای توحید خداوند در عبادت همین است. بنابراین، جای تردید نیست که فرشتگان برای آدم سجده و پرستش نکردند بلکه یا سجده برای خدا به خاطر آفرینش چنین موجودی بود و یا سجده برای آدم به معنای خضوع در مقابل آدم بوده نه پرستش و نظیر این بحث در سجده پدر و مادر و برادران یوسف(ع) در برابر او نیز ذکر شده است. س6: چطور شد شیطان تا روز قیامت بر بنی آدم مسلط شد؟ ج: بعد از آنکه خداوند به شیطان دستور داد به آدم سجده کند و نکرد عرضه داشت خدایا! مرا از این کار عفو کن هر مقدار که می خواهی تو را عبادت می کنم، طوری که هیچ ملک مقرّب و یا پیامبر مرسلی چنین عبادت نکرده باشد. خداوند فرمود: من احتیاجی به عبادت تو ندارم، من دوست دارم آن گونه که خودم می خواهم عبادت شوم نه آنگونه که تو می خواهی، (تو اگر می خواهی مرا عبادت کنی باید به آدم سجده کنی. شیطان هم سجده نکرد) خداوند فرمود: از بهشت خارج شو که تو رجیم و رانده شده از درگاه ما هستی، لعنت من بر تو باد تا روز قیامت. شیطان گفت: خدایا! پس عدالتت چی شد آیا عمل من باطل شد و این همه عبادت کردم بدون اجر و مزد است؟! خداوند فرمود: نه، ولیکن اجر و مزدت را هرچه می خواهی از امور دنیوی بخواه (که دیگر بهشت جای تو نیست.) شیطان گفت: خدایا! مرا تا روز قیامت زنده نگه دار. خداوند هم تا وقت معین قبول کرد. شیطان گفت: مرا بر بنی آدم مسلط کم. خداوند قبول کرد. شیطان گفت: مرا مانند جریان خون در رگهای بنی آدم جریان بده. خداوند قبول کرد. شیطان گفت: در مقابل هر بچه ای که از بنی آدم متولد می شود دو تا بچه برای من به دنیا بیاور و مرا چنان کن که من آنها را ببینم ولی آنها مرا نبینند و من درهر شکلی که خواستم بر آنها آشکار شوم. باز هم خداوند قبول کرد. شیطان گفت: خدایا! همه اینها که خواستم کم است باز هم به من بده. خداوند فرمود: برای تو و فرزندانت در سینه بنی آدم جایگاه قرار دادم، شیطان آنگاه گفت: پروردگارا! دیگر برای من کافی است. آن گاه شیطان گفت: سوگند به عزتت همه آنان را اغوا و وسوسه و گمراه می کنم مگر بندگان مخلصت را و از پیش رو و پشت سر و طرف راست و چپ ایشان وارد می شوم و همه را اغوا می کنم. خداوند هم فرمود: هرکار می خواهی بکن من نیز تو و همه آنانی را که به حرف تو گوش کرده را وارد جهنم خواهم کرد. برای دیدن ادامه مطالب اینجا را کلیک کنید... |

_______________________________________________________________ چشم و عاقبت نگاه به نامحرم _______________________________________________________________ مقدمه خدای تعالی انسان را برای زندگی آفریده و همه آنچه مورد نیازش بود، در این دنیا برایش آماده نمود. به او انواع نعمت های مانند نعمت حیات و زندگی و وجود، نعمت اعضا و جوارح را اعطا فرمود تا فرد با استفاه از این نعمت ها و بکارگیری صحیح از آنها، علاوه بر بهره مندی از امکانات و نعمتهای دنیوی، توشه ای برای زندگی دائم و همیشگی خویش در آخرت آماده کند. اما مشخص است که هر نعمتی اگر بجا و صحیح و طبق موازین حق و شرع استفاده نشود می تواند باعث مشکلاتی در دنیا و عذاب الهی در آخرت گردد. چشم نعمتی دو ساختی البته همه نعمت هایی که به انسان داده شده هرکدام در جای خود از بالاترین حد ارزش برخوردار است و هیچکدام از آنها نمی تواند نقش نعمتی دیگر را به درستی ایفا کند، یعنی دست نمی تواند نقش گلو را انجام دهد و برعکس گلو نیز با همه نقش حیاتی که در زندگی افراد بشر دارد نمی تواند نقش دستها را به عهده بگیرد و هرکدام از اعضا صرف نظر از مقدار وظیفه اش در زندگی دارای اهمیت فوق العاده ای میباشد. با این حال بعضی از اعضای وجودی ما بر اساس وظیفه ای که بر عهده دارند نقش به سزایی در تعیین سرنوشتمان بر عهده دارند که چشم یکی از آن اعضا می باشد که می توان توسط آن همه نعمت های الهی را دید و پی به قدرت و عظمت حق تعالی برد. در عین حال نحوه استفاده ما از این عضو وجودیمان با نظر به نوع وظیفه اش در میان سایر اعضای بدن دو نوع زندگانی را برایمان ترسیم میکند که در دو جهت مخالف هم قرار دارند یکی خوشبختی و دیگری بدختی. راههای استفاده صحیح از چشم بر همین اساس است که برای استفاده صحیح و بجا از چشم نیز در آیات و روایات توصیه هایی شده، امام سجاد (ع) در رساله حقوق خویش در مورد حق شچ می فرمایند:"حق چشم بر صاحبش دو چیز است: اول اینکه آن را از نگاه کردن به حرامها باز دارد و دوم اینکه از نگاه کردنش عبرت بگیرد." در قرآن کریم نیز در مورد نحوه استفاده از چشم، به زنان و مردان مؤمن سفارش شده که مراقب چشمهای خود بوده از نگاه با نامحرم خودداری کنند، از جمله در آیه سی سوره نور به مردان دستور می دهد تا به زنان نامحرم کوچکترین نگاهی نکنند با بیان اینکه ((به مردان بایمان بگو: دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند که این برای آنان پاکیزه تر است زیرا خدا به آنچه می کنند آگاه است)) و این دستور را به زنان مؤمن در آیه سی و یک همین سوره چنین بیان می کند: ((و به زنان بایمان بگو دیدگان خود را از هر نامحرمی فرو بندند و زیورهای خود را آکار نگردانند مگر آنچه که طبعاً از آن پیداست و باید روسری خود را بر گردن خویش فرو اندازند و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان همکیش خود یا کنیزانشان یا کودکانی که بر عورتهای زنان وقوف حاصل نکرده اند آشکار نکنند و پاهای خود را به گونه ای به زمین نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته می دارند معلوم گردد. ای مؤمنان همگی از مرد و زن به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید.)) امام علی (ع) در مورد نشانه های افراد باتقوا فرمودند:"...از هرچه خدا برایشان حرام کرده، چشم می بندد." عاقبت نگاه! پس این چشمی که از نشانه های قدرت خدا و از نعمت های بزرگ اوست، اگر مراقبت و کنترل نشود باعث به انحراف کشیده شدن انسان می شود و ممکن است یک نگاه و حتی نیم نگاهی باعث سیاه بختی گردد. چون بنا به فرمایش امام صادق (ع) نگاه به نامحرم تیری است از تیرهای زهرآگین شیطان و چه بسیار نگاهی که حسرتهای دراز به بار آورد. مانند برصیصای عابد که گویند: فردی بود به نام برصیصا که عابد زاهد و به عنوان فردی مستجاب الدعوة شناخته میشد. روزی دختر سلطان مریض شد و مرضش شدت یافت پش دختر را نزدش آوردند تا دعا کند بلکه شفا یابد پس دختر را نزدش گذاشته و رفتند تا او برایش دعا کرده شفا یابد برصیصا باید می گفت که حضور دختر در اینجا برای دعا کردن لازم نیست و بدون حضور او نیز می شود دعا کرد، اما احتیاط نکرده در دام شیطان افتاد، به دختر نگاه کرد و کاری را کرد که نباید می کرد. عبادتهای چندین ساله اش نیز نتوانست او را از انجام حرام باز دارد. سپس به خاطر فرار از این رسوایی پیش آمده به وسوسه شیطان دختر را کشت و دفنش کرد. فردای آنروز که برای بردن دختر سلطان به نزد برصیصا آمدند و از دختر جویا شدند پس از جستجو، او را کشته و مدفون یافتند. پس دستور اعدام او صادر شد و او به خاطر پیروی از شیطان و افتادن در دام شیطان در اثر نگاه به نامحرم، بالاخره آتش جهنم نصیبش شد. براساس همین تأثیر نگاه کردن در انسان است که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمودند:"کسی که دیده خود را از نگاه به زن نامحرم سیراب کند، خداوند در قیامت چشمان او را بوسیله میخهای آتشین و آتش پر کند و چون حسابرسی مردم به پایان برسد، او را در جهنم می اندازند." برای دیدن ادامه مطالب اینجا را کلیک کنید... |
*نماز کلید بهشت* ____________________________________ مقدمه راز و رمز بقای انسانیتِ انسان و سعادت و جاودانگی او در هر دو عالم عبودیت و بندگی خداوند متعال است و سرآمد عبودیت و بندگی نماز می باشد، نمازی که شرط اصلی ورود به بهشت برای بهشتیان، و ترک آن شرط ورود به جهنم و در زمره کافران قرار گرفتن است. نماز آنقدر مهم است که قبولی تمام اعمال حسنه و خیر بستگی به قبولی آن دارد وانسان تارک الصلاة هیچ یک از اعماش مورد قبول واقع نمی شود. طبق همین احادیث است که بزرگان فرموده اند: چون شرط قبولی همه اعمال بستگی به قبولی نماز دارد و از آنجایی که نماز عمود دین است با دستیابی به اسرار نماز، راه رسیدن به اسرار سایر عبادات هموار می شود. آیت الله جوادی عاملی، اولین و مهمترین مرحله سیر و سلوک به سوی پروردگار متعال را نماز و مراقبت و مواظبت نسبت به اوقات آن و تحصیل خضوع و خشوع و حضور قلب میدانند و آیت الله العظمی بهجت در این باره چنین می فرمایند: اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت و در رأس آنها نماز است که به واسطه خضوع و خشوع وآن هم به اعراض و دوری کردن از لغو محقق میشود کار تمام است. نماز یکی از اعمال مهمی است که خداوند متعال آن را در تمام ادیان و دورانها واجب کرده به طوری هرکس آن را ترک کند هیچ تفاوتی با یک کافر ندارد، حتی از آن هم نجس تر و پست تر است. به همین دلیل من اولین مطلب این وبلاگ را نماز قرار دادم زیرا این عمل محبوب ترین عمل نزد پروردگار است و هر کس در این دنیا سعادت مند و آخرت به خیر شده به خاطر انس با نماز بوده است. امیدوارم که شما از خواندن این مطالب بیشترین استفاده را ببرید و چیزهایی که تاکنون در مورد نماز نمی دانسته اید بدانید و در انجام این فریضه ی الهی بیشتر تلاش کنید. حضرت علی (ع) و سفارش به نماز امیرالمؤمنین علی (ع) همواره یارانش و نزدیکانش را سفارش می کرد که: مردم! نسبت به اقامه و خواندن نماز متعهد باشدی و به آن اهمیت بدهید، آن را حفظ کنید و مراقبت نسبت به نماز داشته باشید، زیاد نماز بخوانید و با نماز خود را به خدا نزدیک کنید. آیا پاسخ جهنمیان را نشنیده اید، هنگامی که از آنها میپرسند: چرا شما جهنمی شدید و به دوزخ رفتید؟ می گویند: ما از نمازگزاران نبودیم. همانا نماز، گناهان را چون برگ های پاییزی فرو می ریزد، و غل و زنجیر گناهان را از گردن می گشاید. انسانهای مؤمنی که حق نماز و اهمیت آن را شناختند و به آن پی بردند زرق و برق دنیا و زیور دنیا آنها را از نماز بازشان نمی دارد و روشنایی پشمشان یعنی اموال و فرزندان آنها را غافل از نماز نمی کند و مانع نمازشان نمی شود. رسول خدا (ص) خود را در نماز خواندن به زحمت می انداخت، پی در پی خانواده خود را به نماز فرمان میداد و خود نیز در انجام نماز شکیبا بود.(I) ________________________ (I نهج البلاغه، خطبه 199 برای دیدن ادامه مطالب اینجا را کلیک کنید... |
لیست کل یادداشت های این وبلاگ